صفحه اصلی | ايران | جمـال زاده: آنچه ديدم حکم یک کابوس بسیارهولناکی را برای من پیدا کرده است که گاهی ‏به مناسبتی بر وجودم تسلط پیدا می‌کندو آزارم می‌دهد".‏

جمـال زاده: آنچه ديدم حکم یک کابوس بسیارهولناکی را برای من پیدا کرده است که گاهی ‏به مناسبتی بر وجودم تسلط پیدا می‌کندو آزارم می‌دهد".‏

برحسب
جمـال زاده: آنچه ديدم حکم یک کابوس بسیارهولناکی را برای من پیدا کرده است که گاهی ‏به مناسبتی بر وجودم تسلط پیدا می‌کندو آزارم می‌دهد".‏

مشاهدات عینی ایرانیان از نسل كشي ارمنیان

"سیـد محمد علـی جمـال زاده"، نویسندۀ سرشنـاس ایرانـی و پدر داستان نویـسی نویـن فارسی، درست در ‏روزهـایی که نسل كشي ارمنیان در امپراتـوری عثمـانی در جــریان بود، از طریق ترکیـه به بغداد سفر می کرد. وی مشاهدات ‏خود را با عنـوان "مشاهدات شخصی من در جنگ جهانی اول" به رشتـۀ تحریـر در آورده است، قسمتی ‏از مشاهدات جمال زاده را می خوانیم:‏

‏"با گاری و ارابه از بغداد و حلب به جانب استانبول به راه افتادیم. از همان منزل اول با گروه‌های زیاد از ‏ارمنیان مواجه شدیم که به صورت عجیبی که باور کردنی نیست، ژاندارم‌های مسلح و سوارۀ ترک آنها را ‏پیاده به جانب مرگ و هلاکت می راندند. ابتدا موجب نهایت تعجب ما گردید ولی کم‌کم عادت کردیم که ‏حتی دیگر گاهی نگاه هم نمی‌کردیم و الحق که نگاه کردن هم نداشت. صدها زنان و مردان ارمنی را با ‏کودکانشان بحال زاری به ضرب شلاق و اسلحه پیاده و ناتوان به جلو می راندند".

"در میان مردها جوان دیده نمی‌شد چون تمام جوانان را یا به میدان جنگ فرستاده یا محض احتیاط (ملحق ‏شدن به قشون روس) به قتل رسانده بودند. دختران ارمنی موهای خود را از ته تراشیده بودند وکاملاً کچل ‏بودند و علت آن بود که مبادا مردان ترک و عرب بجان آنها بیفتند."

"به ‏حلب رسیدیم.‏ در مهمانخانۀ بزرگی منزل کردیم که مهمانخانۀ پرنس نام داشت و صاحبش یک نفر ارمنی بود. هراسان ‏نزد ما آمد که جمال پاشا وارد حلب شده و در همین مهمانخانه منزل دارد و می‌ترسم مرا بگیرند و به قتل ‏برسانند و مهمانخانه را ضبط نمایند. با التماس و تضرع درخواست می‌نمود که ما به نزد جمال پاشا، که به ‏قساوت معروف شده بود، رفته و وساطت کنیم. می‌گفت شما اشخاص محترمی هستید و ممکن است ‏وساطت شما بی اثر نماند. ولی بی اثر ماند و چند ساعت پس از آن معلوم شد که آن مرد ارمنی را گرفته ‏و به بیروت و آن حوالی فرستاده‌اند و معروف بود که در آنجا قتلگاه بزرگی تشکیل یافته است. خلاصه ‏آنکه روزهای عجیبی را گذراندیم. حکم یک کابوس بسیار هولناکی را برای من پیدا کرده است که گاهی ‏به مناسبتی بر وجودم تسلط پیدا می‌کند و ناراحتم می‌سازد و آزارم می‌دهد".‏

ژنو، 25 خرداد 1350، سید محمد علی جمال زاده».

 

به كانال خبري «آراكس نيوز» بپيونديد:

telegram.me/araxnews

Միացեք մեզ

 

 

 

 

 

Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

  • Bold
  • Italic
  • Underline
  • Quote

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

Tagged as:

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0